محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

108

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

برمىداشت و به آخرش مىريخت ، و آب‌هاى ساكن را به امواج سركش برگرداند . تا آنجا كه آب‌ها روى هم قرار گرفتند ، و چون قله‌هاى بلند كوه‌ها بالا آمدند . امواج تند ، كف‌هاى برآمده از آب‌ها را در هواى باز و فضاى گسترده بالا برد ، كه از آن هفت آسمان را پديد آورد . اجرام پايين را چون موج مهار شده ، و اجرام بالا را مانند سقفى استوار و ايمن از نفوذ قرار داد ، هر كدام را در جاى خود برافراشت بى آن كه نيازمند به ستونى باشند يا ميخ‌هايى كه آنها را استوار كند . آن‌گاه فضاى آسمانهاى هفتگانه را به وسيله نور ستارگان درخشنده زينت بخشيد و در آن چراغى روشنايىبخش ( خورشيد ) و ماهى درخشان ، به حركت درآورد كه همواره در مدار فلكى گردنده و برقرار ، و سقفى متحرّك ، و صفحه‌اى بىقرار ، به گردش خود ادامه دهند . واژه‌شناسى الفتق : شكافتن و ضد « رتق » به معناى وصله و تعمير كردن . الأجواء : جمع « جو » به معناى فضا . الأرجاء : جوانب و اطراف . السكائك : در اين جا به معناى طبقات فضا است . الهواء : فضا . التيّار : موج دريا . الزّخّار : پر و سرشار . العاصفة : تندباد . الزعزعة : لرزاندن و جنباندن شديد .